تبلیغات
پلک های ابری - شعری از دوست عزیزم مسعود جعفری

پلک های ابری

مجتبا شاه آبادی فراهانی

 

شعری از دوست عزیزم مسعود جعفری

 

نوع مطلب :

نویسنده:مجتبا شاه آبادی فراهانی

درسته این روزها كمتر می بینمت و سرت حسابی شلوغ شده اما باز دوست دارم شعرتو دیدم و دوست داشتم روی سایتم بزارمش تا شاید از گذشته ها یادی كرده باشم اون روزهایی كه در سر كلاس به جای گوش دادن به درس های استاد در هجو و مدح استاد شعر می نوشتی.

آن‌قدر خیس باران پاییزم
با نمی، شبنمی زود می‌ریزم
یك تلنگر بزن بغض تردم را
بر سر شانه‌هایت فرو ریزم
آرزویم همین بود صبحی با
نی‌نی چشم مست تو برخیزم
برگ زردی چروكیده ماندم تا
از سر شاخه‌هایت بیاویزم
داس بی‌رحم طوفان دمی نگذاشت
با بهارت، تنم را بیامیزم
سرنوشتم همین بوده تا بوده
تو درختی و من برگ، می‌ریزم.
(مسعود جعفری)