تبلیغات
پلک های ابری - محمدعلی بهمنی

پلک های ابری

مجتبا شاه آبادی فراهانی

 

محمدعلی بهمنی

 

نوع مطلب :

نویسنده:مجتبا شاه آبادی فراهانی

حیوونی تازه آدم شده بود

 

دل من یه روز به دریا زد و رفت

پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

پاشنه كفش فرار و وركشید

آستین همت و بالا زد و رفت

یه دفعه بچه شد و تنگ غروب

سنگ توی شیشه فردا زد و رفت

دفتر گذشته‌ها رو پاره كرد

نامه فرداها رو تا زدو  رفت

حیوونی تازه آدم شده بود

بسرش هوای حوال زد و رفت

زنده‌ها خیلی براش كهنه بودند

خودشو تو مرده‌ها جا زدو رفت

هوای تازه دلش می‌خواس ولی

آخرش توی غبارا زد و رفت

دنبال كلید خوشبختی می‌گشت

خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت