تبلیغات
پلک های ابری - شعری از نیما یوشیج

پلک های ابری

مجتبا شاه آبادی فراهانی

 

شعری از نیما یوشیج

 

نوع مطلب :

نویسنده:مجتبا شاه آبادی فراهانی

هست شب

هست شب یک شب دم کرده و خاک

رنگ رخ باخته است.

باد نوباو ی ابر از بر کوه

سوی من تاخته است.

هست شب همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا

هم از این روست نمی بیند اگر گمشده یی راهش را

با تنش گرم بیابان دراز

مرده را ماند در گورش تنگ

به دل سوخته ی من مانند

به تنم خسته که می سوزد از هیبت تب!

هست شب. آری شب.

نیما یوشیج ۲۸ اردیبهشت ۱۳۳۴