تبلیغات
پلک های ابری - کورش رنجبر

پلک های ابری

مجتبا شاه آبادی فراهانی

 

کورش رنجبر

 

نویسنده:مجتبا شاه آبادی فراهانی

سه شعر از کورش رنجبر

۱

بغض در فنجان نمی‌شكند
وقتی كنار فنجان تو فنجانی نیست
و جای خالی پر از هوایی است
كه بوی دلتنگی می‌دهد
فنجان از بغض می‌شكند

۲

از باران دیشب 
به اندازه‌ی یك سینی كوچك
آب روی پله‌ها جمع شده است
كمی ابر و چند شاخه‌ی درخت سیب در آن پیداست
نه كلاغی روی آن نشست
نه بادی وزید
نه آسمان آبی شد
سیگار می‌كشم و به آن نگاه می‌كنم
دوستش دارم
شبیه تنهایی من است

۳

در فصل انار آمده بودی و بوی خرداد می‌دادی
شب در میان باغی بودیم
كه شب از دیوارهایش بالا آمده بود
گفتم قدم بزنیم
دلهره‌هایمان را به شب آویختیم
و یك صدا آواز خواندیم
به رقص برگ‌ها نگاه كردیم
به هیزم‌های خشكی كه می‌سوختند
تو را مهربان یافتم
و به خودم قول دادم انار را از یاد نبرم

منبع: http://www.farheekhtegan.ir/content/view/21114/40/