تبلیغات
پلک های ابری - پرویز عباسی داکانی

پلک های ابری

مجتبا شاه آبادی فراهانی

 

پرویز عباسی داکانی

 

نوع مطلب :

نویسنده:مجتبا شاه آبادی فراهانی

پرویز عباسی داکانی

خنده های افتاب، گیسوان آبشار

می رسی تو و بهار می رسد به این دیار

پر شکوفه می شوند شاخه های انتظار

در فسانه گم شدند عاشقان بی شکیب

مانده در برابرم دشت های بی سوار

زندگی عبور بود از تمام طول مرگ

از غبار آمدیم، گم شدیم در غبار

با حروفی از بهار باز تازه می شود

بر درخت زندگی نام ما به یادگار

لیلی غمین من فصل قصه ها گذشت

عشق هم فسانه ای است بر لبان روزگار

بی تو پیر می شوند آخرین جوانه ها

بی تو زار می زنند ابرهای سوگوار

*

خواب دیده ام کسی آمده ست از بهشت

خنده هایش آفتاب گیسوانش آبشار

خواب دیده ام زمین مهبط ستاره هاست

ماه بوسه می نهد روی گونه بهار

بر لبان غنچه ها شبنم تبسم است

مست عطر نرگس است کوچه باغ بیقرار

روی صفحه های شب خط هیچ می کشیم

ما و عمر یک شهاب، ما و عمر یک شرار

پا به پای خواب ها می رسم به انتها

تا غروب یک طلوع: آفتاب روی دار

 

گزیده ادبیات معاصر، مجموعه شعر 62، پرویز عباسی داکانی، انتشارات نیستان،چاپ اول، 1378، تهران،ص 9.